تبليغاتX
ترانه های کوچک غربت

موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست موطن آدمی تنها در قلب کسانیست که دوستش دارند...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای این پست شعری از قنبر علی تابش شاعر  مهاجر افغانی انتخاب کرده ام.شعرمعاصر افغانستان را به خاطر بغضی  که در هیچ حال ازش جدا نیست دوست دارم: 

آدمی پرنده نيست‌

تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود

سرنوشت برگ دارد آدمی‌

برگ‌، وقتی از بلندِ شاخه‌اش جدا شود

پايمال عابران کوچه‌ها شود...

+ تاريخ شنبه 6 تیر1388ساعت 22:24 توسط عباس نجفی |

 

دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دل‌شکسته بود:
بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟
تنها نمی‌گذارمت ای بینوا پسر

می‌خواستم به خنده درآیم به اشتباه
"اما خیال بود "
ای وای مادرم...

شهریار

+ تاريخ شنبه 30 خرداد1388ساعت 1:30 توسط عباس نجفی |

 عاشقانه بگویمت که هر ابری قاصد بارانی نیست
اما امشب را تنها برای تو می بارم
ای دریا ، صمیمانه ، مهربان !
به یاد آر که در گریه ها و یادهای پنهانی ات چه گذشت
نمی گذارم ستاره و قاصدک بمیرند
من این آفتاب را خانه به خانه خواهم ماند
و از بهار باغچه ی کوچکمان شیواترین ترانه را به خاطر جنگل خواهم سرود

گریه نکن ای برهنه !
در قلب کوچک من همیشه شعله ی اندکی از سر احتیاط پنهان است
نمی گذارم از بهای اردیبهشت و ماه بکاهند
من از زبان کودکانم برای کبوتر و گندم نامه خواهم نوشت
و به هر همسایه که می رسم مژده ی فالی از غزلهای خواجه خواهم داد
تا کوچه های دیار فاضله را از گلاب و سپیده و نعناع برآرایند...

عاشقان که نمرده اند !

+ تاريخ شنبه 23 خرداد1388ساعت 0:46 توسط عباس نجفی |

 

از اتفاق نیست - شاید هم هست- که من همیشه خبرهای هولناک را در دوردستها می شنوم:
این بار هم مرگ یادگاراحمد شاملو ـ سیاوش عزیز ـ بند بند وجودم را از هم گسیخت .

 از کسی نمی پرسند چه هنگام می بايد خدانگهدار بگوید
از عادات انسانی اش نمی پرسند
از خویشتن اش نمی پرسند
زمانی به ناگاه
باید با آن رو در روی آید
تاب آرد
بپذیرد
وداع را
درد مرگ را
فروریختن را

 
تا دیگر بار
بتواند که برخیزد...
 
 
+ تاريخ سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 21:19 توسط عباس نجفی |

از لطف دوستانی که نوشته های ناچیز و به درد نخور مرا در این بحران بی وقتی می خوانند سپاس دارم. توصیه می کنم خیلی وقتشان را هدر ندهند!برای این پست مطلب نسبتا کوتاهی در خصوص حسین پناهی نوشته ام که اگر حال و حوصله و از آن  مهمتر علاقه دارید  می توانید در ادامه بخوانید، و گرنه بدرود باشید...   


ادامه مطلب
+ تاريخ چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 3:27 توسط عباس نجفی |